شبکه اجتماعی پارس یونیت | ahmadvand

جملات زیبا فلسفی

فردوسی : دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی
نام کاربری : ahmadvand


برای تشخیص شباهت روانشناسی خود
و این کاربر وارد پارس یونیت شوید
-
https://scontent-dfw5-1.cdninstagram.com/vp/e1fcd8709f80bebadf015be5b8a8991f/5C0B567D/t51.2885-15/e35/37883608_2217808775114174_3081931449138413568_n.jpg


--

https://scontent-dfw5-1.cdninstagram.com/vp/52b7513b1805ff53e9019f5e41b5f8fb/5BF617B1/t51.2885-15/e35/37517896_2152463535012509_4905183583557124096_n.jpg


--

-
Related image


آزار و اذیت مومن (کسی که در دلش خدا وجود دارد) در اسلام حرام است و به طور کلی شکستن دل انسان مومن که به تعبیر روایات، احترام او از کعبه بیشتر است، دارای آثار وضعی و جانبی فراوانی است و دلی که شکست به سادگی التیام نمی یابد و جبران آن دشوار است، پس در مرحله ی اول باید انسان مراقب باشد دل کسی را نشکند و قلبی را جریحه دار نسازد و اگر خدای ناخواسته این اتفاق افتاد باید به سرعت جبران و تلافی کند و دل شکسته را التیام بخشد و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش کافی نیست.


اما امام زین العابدین (ع) در حدیث شریفی می فرماید:پدرم در لحظات آخر عمر عزیزش، در آن شرایط سخت روز عاشورا در حالی که خون در رگ هایش می غلطید مرا در آغوش گرفت و به من فرمود تو را به آن چه پدرم نزدیک وفاتش به من فرمود وصیت میکنم و آن این که :( " یا بنی! ایاک و ظلم من لاتجد علیک ناصرا الا الله" ؛ پسر عزیزم! از طلم و ستم به کسی که یار و یاوری جز خدا ندارد بپرهیز).


خدایا اگر دلی را خواسته وناخواسته شکستیم
خودت ببخش و دلش دلشکسته را نسبت به ما نرم فرما
تا او هم ببخشد، که ببخش تو ، بسته به بخششه اوست
الهی امین



--



--
شعر زیبا و پر معنایست
حتما بخوانیدش

حسینی باش تا محشر نگوید
چرا پرونده ات امضا ندارد
رضایت نامه زهرا (سلام الله علیها) ندارد

-

روز دختر مبارک


--
شعر زیبا و پر معنایست
حتما بخوانیدش

حسینی باش تا محشر نگوید
چرا پرونده ات امضا ندارد
رضایت نامه زهرا (سلام الله علیها) ندارد

-
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

دیل کارنگی نویسنده مشهور آمریکائی (1888 - 1955 م ) در مورد خاطراتخود می نویسید :
از مادرم و پدرم دور شده و وارد دانشگاه شدم و به مرور زمان تغییری درافکار من پیدا شد . تحصیل علم الهیات ، علوم اساسی فلسفه و علم تطبیق ادیان مرا نسبتبه بسیاری از تعلیمات دینی مشکوک ساخت . گیج و سرگردان شده بودم . نمی دانستم بهچه چیز معتقد شوم و هیچگونه منظوری در زندگی بشر نمی دیدم . دست از نماز و دعابرداشتم و کافر و ملحد شدم . عقیده پیدا کردم که حیات بشر سراسر خالی از هدف ونقشه است و احساس می کردم که روزی نژاد بشر نیز مانند حیوانات ما قبل تاریخ که امروزاثری از آنها نیست معدوم خواهد شد . بر عقیده گروهی از مردم به خداوند مهربان کهدنیا را مانند خود خلق کرده می خندیدم . معتقد بودم که میلیونها خورشیدی که درفضای تیره ، سرد و بی روح در گردشند بوسیله قوه ی کور و لاشعور(یعنی بدون فهم فکر و درک) به وجود آمدهاند . شاید اصلاً خلق نگردیده و مانند زمان همیشه وجود داشته اند .
آیا من می خواهم ادّعا کنم که اکنون جواب تمام سؤ الات را می دانم ؟خیر ، هیچکس تاکنون نتوانسته است پرده از روی اسرار خلقت و حیات بردارد .
اطراف ما را معمّا و اسراری بی شمار احاطه کرده است . مثلاً بدن خودرمز و معمّای بغرنج می باشد و علف سبزی که در باغ خانه می بینیم . آزمایشگاههایتحقیقاتی سالی سی هزار دلار خرج می کنند که علت سبز بودن علف را کشف کنند .کیترینک می گوید : اگر ما بدانیم که گیاهان چگونه می توانند نور خورشید ، آب واکسید ، و کربن را تبدیل به قند خوراکی کنند ، خواهیم توانست تمدن جهان را دگرگونسازیم .
عدم احاطه ی علم ما بر اسرار و رموز بدن آدمی ،ما را مانع از استفادهکردن و متمتع شدن از آنها نمی شود ، همچنین اگر من از کشف رموز دین و نماز و دعاعاجزم دلیل بر این نمی شود که من از یک زندگی بهتر و سعادتمندانه تری که دین بههمراه دارد بهره برنگیرم . می خواستم بگویم که من دوباره به طرف دین برگشته ام . برق و آب وغذا در فراهم ساختن یک زندگی بهتر و کاملتر و راحتتر به من کمک می کند ولی فایدهدین به مراتب از همه اینها برای من بیشتر است . . .
امروز جدیدترین علم ، یعنی روان پزشکی ، همان چیزهائی را تعلیم می دهدکه پیامبران تعلیم می داده اند ، چرا به علت اینکه پزشکان روحی دریافته اند که دعاو نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین ، نگرانی ، تشویش ، هیجانات و ترس را که موجببیم بیشتری از ناخوشیهای ماست برطرف می سازد . اگر مذهب حقیقت نداشته باشد ، زندگیبی معنی و پوچ است . و بازیچه ای بیش نخواهد بود . بسیاری از ما وقتی از زندگی بستوهمی آئیم و به آخرین حدّ نیروی خود می رسیم در ناامیدی و یائس رو بسوی خدا بر میگردانیم . البته در موقع گرفتاری هیچ کس منکر خدا نیست . امّا چرا تا مرحله ناامیدی و یاءس تاءمّل کنیم ؟ چرا هر روز تجدید قواننمائیم ؟ چرا برای نماز و عبادت منتظر فرا رسیدن روز معینی شویم ؟ من با اینکهپروتستان هستم . امّا هر وقت احساس می کنم که احتیاج به دعا و نماز دارم فوراً دراولین نماز خانه ای که در سر راه خود بیابم به آنجا می روم و به دعا و نماز میپردازم.


--
شعر زیبا و پر معنایست
حتما بخوانیدش

حسینی باش تا محشر نگوید
چرا پرونده ات امضا ندارد
رضایت نامه زهرا (سلام الله علیها) ندارد

-

حتما بخون




جوابی که همه را حیرت زده کرد:



پسر کوچکی بعد از بازگشت به نزد خانواده اش از آنها خواست که یک عالم دین برای او حاضرکنند تا به 3سوالی که داشت جواب بدهد.


بالاخره یک عالم دین برای ایشان پیدا کردند و بین پسربچه و عالم صحبتهای زیر رد و بدل شد؛


پسربچه: شما کی هستی؟ و آیا می توانی به سه سوال بنده پاسخ دهی؟


معلم: من عبدالله، بنده ای از بندگان خدا هستم و به سوالات شما جواب خواهم داد، به امید خدا.


پسربچه: آیا شما مطمئنی جواب خواهی داد؟ چون اکثر علما نتوانستند به سه سوال من پاسخ بدهند!


معلم: تمام تلاشم را میکنم و با کمک خدا جواب میدهم.


پسربچه: سه سوال دارم،


سؤال اول: آیا در حال حاضر خداوندی وجود دارد؟ اگر وجود دارد شکل و قیافه آن را به من نشان بده؟


سؤال دوم: قضا و قدر چیست؟


سؤال سوم: اگر شیطان از آتش خلقت شده است، پس برای چی او در آخرت در آتش انداخته خواهد شد؟ چون بر ایشان تأثیری نخواهد گذاشت!


معلم کشیده ی محکمی را به صورت پسربچه زد،


پسربچه گفت: برای چی به من زدی و چه چیزی باعث شد که از من ناراحت و عصبانی شوی؟


معلم جواب داد: من از دست شما عصبانی نشدم و این ضربه ای که به شما زدم جواب هر سه سوال شماست.


پسربچه: ولی من هیچی را نفهمیدم.


معلم: بعد از اینکه شما را زدم چه چیزی حس کردی؟


پسربچه: حس درد بر صورتم دارم.


معلم: پس آیا اعتقاد داری که درد موجود است؟


پسربچه: بله.


معلم: پس آن را به من نشان بده.


پسربچه: نمیتوانم.


معلم: این جواب اول من بود.همگی به وجود خداوند اعتقاد داریم ولی نمیتوانیم او را ببینیم.


سپس اضافه کرد که آیا دیشب خواب دیدی که من تو را خواهم زد؟


پسربچه: نه.


معلم: آیا گاهی به ذهنت آمد که من تو را روزی خواهم زد؟


پسربچه: نه.


معلم: این قضا و قدر بود.


سپس اضافه کرد: دستی که با آن تو را زدم از چه چیزی خلق شده است؟


پسربچه: از گل.


معلم: وصورت تو از چی؟


پسرپجه: باز از گل.


معلم: جه چیزی حس کردی بعد از اینکه بهت زدم؟


پسربچه: حس درد داشتم.


معلم: آفرین، پس دیدی چطور گل بر گل درد وارد میکند، این با اراده خدا انجام میشود،


پس با اینکه شیطان از آتش خلق شده، اما اگر خدا خواست این آتش مکان دردناکی برای شیطان خواهد بود.


ارزش خواندن و نشر را دارد... این چنین معلمی میتواند نسلها را تربیت کند.





--
حالا ک امدی حرف ما بسیار
وقت ما اندک اسمان هم ک بارانی ست


--




--



--
شعر زیبا و پر معنایست
حتما بخوانیدش

حسینی باش تا محشر نگوید
چرا پرونده ات امضا ندارد
رضایت نامه زهرا (سلام الله علیها) ندارد


--
منبع : Parsunit.com/social/Zahra0014
-

فردا همه با هم مرگ بر اسرائیل


--
شعر زیبا و پر معنایست
حتما بخوانیدش

حسینی باش تا محشر نگوید
چرا پرونده ات امضا ندارد
رضایت نامه زهرا (سلام الله علیها) ندارد

مشاهده پست‌های بیشتر