نام کاربری : anise_mohammad
خانم متاهل , 19 ساله
ساکن URUM
تحصیلات دکتری و بالاتر ,~_~

قابلیت تشخیص شباهت روانشناسی
توسط این کاربر غیرفعال شده است
-
دستِ گرمی وسطِ سوزِ زمستان بودی ...

زود دلبستھ شدن عادتِ #دی ماهـےهاست :)
-
اعلام نتایج :

رویا : ۵ رای
محمد : ۵ رای
به حساب هرکدوم ۷۵۰ پارسی واریز میشه!

سارا : ۳ رای
انیسه : ۳رای
به حساب سارا ۶۵۰ پارسی واریز میشه!

هستی : ۲رای
امینه : ۲رای

به حساب هرکدوم ۵۰۰ پارسی واریز میشه
-
خب
وقتِ چالشِ خاطره ام تموم شد :)

میتونید بیاید پی وی و رای بدید

امینه
سحرناز
هستی
رویا
میس راد
انیسه
سارا
محمد

این افراد تو چالش شرکت کرده بودن !
تا شنبه وقت دارید رای بدید

ممنون

به دو نفر میتونید رای بدید
-
من دورانِ طفولیت علاقه خاصی به قیچی داشتم !
هرچیزی به نظرم جالب میومد با قیچی میرفتم سراغش و می بریدمش !

حتی رو میزی و لباسایی که دوسشون داشتم و عکسایِ چهار نفرمون

یه روز که خونمون مهمون داشتیم، و مامان و آبجیم مشغولِ مهمونا بودن، من میرم اتاقِ مامان و بابام و یه قیچیِ کوچولو پیدا میکنم،
به هرچی که نگاه میکنم جالب نمیاد به نظرم که برم سراغش ...
چشمم که تو آینه به خودم میوفته،
فکرای شومی به سرم میزنه :|

میچسبم به آینه و مُژه هامو از تَه قیچی میکنم !
یکم که به خودم نگاه میکنم میفمم چکااااااری کردم :||||
(میدونستم مامانمم منو با این قیافه ببینه تنها کاری که میکنه با دمپایی دنبالم افتادنه )

خلاصه به فکرِ راهِ چاره میوفتم و یواشکی از پشتِ در آبجیمو صدا میزنم

میاد تو و وقتی منو تو اون شرایط میبینه زبونش قفل میشه :|
میگه نیا بیرون تا مهمونا برن :|
مهمونا میرن و مامانم میاد بالا سرم ~_~
با هزار خواهش و التماس منو میبخشه :(

ولی الانم که الانه مُژه هام کمه :(

حتی یبارم اینکارو با ابروهام کردم
-
۱۹ سالگی ام با تمومِ خوبی و بدیاش تموم شد ...
آرزوهام بیشتر شد !
دلتنگیام ..
لجبازیام ..
غُد بودنام ..
تلخ بودنام ..
همش بیشتر و بیشتر شد ~_~

#تولدم_مبارک

مرسی از السا جونم که پست گذاشت :)
مرسی از اونایی که تو کامنت تبریک گفتن:)
مرسی از اونایی که تو پی وی تبریک گفتن :)
یلدا و مینا و رویا و صحرا و راضیه و پریسا و حانیه
و همه و همه مرسی که اینقد خوبید

-
:/

:/
مشاهده پست‌های بیشتر