جملات زیبا فلسفی

برنده ميگويد مشکل است اما ممکن، بازنده ميگويد ممکن است اما مشکل
نام کاربری : yousef_78
آقا مجرد , 17 ساله
ساکن EsFaHaN
تحصیلات فوق دیپلم ,ɪɴᴅᴜsᴛʀɪᴀʟ ᴇʟᴇᴄᴛʀɪᴄɪᴛʏ

برای تشخیص شباهت روانشناسی خود
و این کاربر وارد پارس یونیت شوید
-
مى‌خواهم باشم ، نه در یک قدمى‌ات نه حتى در همسایگى‌ات...
مى‌خواهم مثل یک حس خوب باشم در قلبت ، كنار همه‌ى ابدیت‌هایت...
مى‌خواهم در ذهنت باشم كنار خاطره‌هایى كه هیچ‌وقت فراموش نمى‌كنى
كنار همه‌ى شب‌هایى كه تا صبح بیدارى
مى‌خواهم گوشه‌ى ذهنت باشم همان گوشه‌اى كه خاک مى‌خورد اما هست...
مى‌خواهم یادم با تو باشد حتى اگر نباشم كنارت...


http://uupload.ir/files/dxrc_photo_2017-02-19_22-04-59.jpg


--
آدم عكسِ اونی كه دوسش داره رُو تو مجازی پخش نمیكنه
میذاره تو كیفِ پولش ، با خودش همه جا میبره

-
تمامِ آن چیزی که

درباره‌ی تو در سرم هست

ده‌ها کتاب می‌شود

اما تمام چیزی که در دلم هست

فقط دو کلمه است:

دوستت دارم

:)


http://uupload.ir/files/sgpt_photo_2017-02-10_18-11-37.jpg


--
آدم عكسِ اونی كه دوسش داره رُو تو مجازی پخش نمیكنه
میذاره تو كیفِ پولش ، با خودش همه جا میبره

-
بدون شب بخیر گفتن ات هم
میتوانم بخوابم عزیزم!
اما فرقِ زیادی ست
بین کسی که...
چشمانش را میبندد و خوابش میبرد
با کسی که
چشمانش را میبندد و تقلا میکند تا خوابش ببرد...

http://uupload.ir/files/3lmt_photo_2017-02-08_15-24-37.jpg


--
پارادوكس یعنى
تمامِ روز به دوست داشتنت مشغول باشم
و آخرِ شب بفهمم ندارمَت...

-
-چرا وقتی بارون میاد میری تو خودت؟!
تو که گفتی تا حالا با کسی نرفتی زیر بارون!
+آره درسته من با هیچكس نرفتم زیر بارون،
دست کسی رو محکم تر نگرفتم،تو بغل کسی احساس گرم بودن نکردم!
من همیشه خودم بودم و خودم
خودم بودم و بارونی که با اشکام قاطی میشد
خودم بودم و فکرای عذاب دهنده...
خودم بودم و سیگارایی که نمیفهمیدم کی دود میشدن..!!
من همیشه زیر بارون تنها بودم با غم هام
با خیالاتم!
بارون که میاد میرم تو خودم چون بهم نشون میده که همیشه جز خودم هیچکس رو نداشتم!

http://uupload.ir/files/fmo4_photo_2017-02-11_22-50-20.jpg


--
شاید این غصه مرا بعد تو دیوانه کند...
که قرار است کسی موی تو را شانه کند...

-
جلو آینه وایساده داره آرایش می کنه
همیشه وقتی حواسش نیست بهش زل می زنم ، موهاش خرماییه
چشاشو که می بنده نسل سگای با وفا منقرض میشه . آروم پا میشم میرم از پشت بغلش می کنم
یه جوری که معلوم نیس شوخیه یا جدی می پرسم : بانو ببخشید می تونم بپرسم شغلتون چیه!؟
بدون اینکه مکث کنه با خنده میگه: خوشگلیم آقا ، ما هف پشتمون خوشگل بوده
میگم حالا کجا داری میری!؟
میگه میرم اونجا که غم نباشه...
یه نیگا به سر تا پای خودم میندازم.میگم کور خوندی!؟هر جا بری من دنبالت میام
در یهو وا میشه ، نیما میاد داخل . لباس سربازیش تنشه ! میگه : با کی داشتی حرف می زدی!؟
میگم با بانو !
میگه پسر تو دیگه رد دادیا ! اون که رفته...
می خندم میگم برو خودتو ایستگاه کن ! همین الان جلو آینه آرایش می کرد ، گرفتی مارو!؟
با یه حال کلافه ای می گه : آینه رو که زدی شکستی پریشب!
با یه لحن غم انگیزی می پرسم:
واسه اینکه اونو نشون نمی داد یا واسه اینکه منو نشون می داد!؟

http://uupload.ir/files/mqof_photo_2016-12-31_14-22-57.jpg


--
شاید این غصه مرا بعد تو دیوانه کند...
که قرار است کسی موی تو را شانه کند...

-
یه روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری

دیگه می تونی واسه همشون آرزوی خوشبختی کنی

یه جور رهایی و بی احساسی کامل


از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی به همه لبخند می زنی و از همه چیز ساده می گذری

مردم بهش میگن قوی شدن، اما من میگم سِر شدگی


http://uupload.ir/files/699j_photo_2017-01-06_23-32-16.jpg


--
و سر دردهایى كه هر شب
جاىِ خالىِ بوسه ات را
بهانه میكنند!

مشاهده پست‌های بیشتر